بررسی پراپ کامبت کپیتال Combat Capital قوانین تجربه شرایط کد تخفیف

معتبر ترین شرکت پراپ ایرانی

هر کسی که با ترید آشنا هست، حتما اسم رضا گلشاهیان رو شنیده،  یکی از قدیمی ترین اساتید بازار فارکس، که سال ها پیش (2011) ،  اولین و کامل ترین مجموعه تحلیل تکنیکال رو به شکل رایگان منتشر کرد و خدمت بزرگی رو به جامعه ترید ایران تقدیم کرد.
میشه ازش به عنوان پدر ترید ایران نام برد، چون بیشتر تریدرهای قدیمی اولین بار با آموزش های ایشون با ترید آشنا شدن، از جمله خودم!
همین مساله مهر تایید مناسبی هست برای ارزش و اعتبار این شرکت پراپ.
من یکی از پراپ هایی که ازش استفاده می کنم و ازش رضایت کامل دارم همین پراپ هست؛ چون از درجه اعتبار بالایی برای من برخورداره،  چراکه آقا رضای عزیز اون رو مدیریت میکنه.

ولی خوب، هر پراپ فرمی مزایا و معایب خاص خودش رو داره، پس در ادامه بریم این پراپ رو بررسی کنیم و پلن هاش رو مقایسه کنیم تا یک انتخاب خوب برای فاند شدن داشته باشیم.

 مزایا و معایب پراپ پلن های مختلف کامبت کپیتال مارکتز

در پراپ ها ، خیلی ها ممکنه به خاطر آماتور بودن برن سمت یک مرحله ای، یا فاند بدون چالش؛ باید بگم که اونها اصلا به درد نمیخورن، چون ریسک کمی رو اجازه میدن، پس اصلا سمتش نرید؛ هر جا گرفتید فقط 2 مرحله ای بگیرید چون اجازه ریسک بیشتری بهتون میده. پس بریم پراپ های پلن دو مرحله ای کامبت کپیتال رو مقایسه کنیم:

2)  پلن 2 مرحله ای ماراتن و ماراتن پرو

به شخصه به خاطر استراتژی تریدم در پراپ، از پلن مارتن پرو دو مرحله ای استفاده میکنم و اون رو می پسندم.

* قوانین کلی این پلن پراپ شبیه بقیه پراپ فرم هاست، مثلا: حداکثر ضرر کل 10% ، حداکثر ضرر روزانه 5% هست و سهم از سود 80 درصد.
* قیمت های پلن های مختلف هم تقریبا شبیه بقیه شرکتهای پراپ هست‌.
* اما مهم ترین دلیلی که این پراپ رو انتخاب میکنم به خاطر تارگت سودی هست که تقریبا از همه شرکت های پراپ کمتر هست:
تارگت مرحله اول فقط 7% , و تارگت مرحله دوم 5% هست .
* ماراتن و ماراتن پروشبیه هم هستند، ولی ماراتن پرو یه مزیت بهتر داره، اینکه یه استاپ محافظ با حد 2% ضرر روزانه داره؛ یعنی روزانه اگر بیشتر از 2% ضرر کنی حساب قفل میشه، فرداش باز میشه، این خیلی خوبه یه وقتی با گپ و اسلیپج یا انتقام وتصمیمات احساسی هرگز حساب از دست نمیدی.
* اما از ایرادات حساب ماراتن و ماراتن پرو حد سود روزانه 2% هست.
یعنی وقتی شما یک معامله باز میکنید و در یک روز 2% سود میکنید، اون معامله به شکل اتوماتیک بسته میشه و دیگه نمیتونید توی اون روز معامله کنید ، و از فردا میتونید معامله جدیدی باز کنید .
البته این مساله رو بقیه ایراد می دونن ، ولی من ایراد نمی دونم. چون این قانون باعث میشه با حجم زیاد وارد معامله نشید و حساب رو به خطر نندازید.
به شخصه حتی 1% هم ریسک نمیکنم و اغلب معاملاتم در حد دو دهم درصد هست، ( بین 0.1% الی نهایت 0.5% )
یعنی با اکانت 10,000 دلاری، به جای اینکه 100 دلار توی هر معامله ریسک کنم، بین 10 الی 50 دلار ریسک میکنم.
اینجوری برای 10% ضرر روی کل حساب ، حدود 50 تا شانس دارم.
درک این مساله برای آماتور ها سخته, ولی این رمز بقا و موفقیت در بازار هست، چون ممکنه به راحتی 10 الی 20 استاپ  پشت سر هم بخوریم و حساب به کل نابود بشه‌؛ برای موفقیت در مارکت اول باید زنده موند.

2)  پلن 2 مرحله ای اکسپرس
پلن بعدی پلن دو مرحله ای اکسپرس هست.
* قوانین کلی این هم شبیه قبلی هست: حداکثر ضرر کل 10% ، حداکثر ضرر روزانه 5% هست و سهم از سود 80 درصد.
* قیمت های پلن های مختلف هم تقریبا شبیه بقیه شرکتهای پراپ هست‌.
* این یه مزیت داره ، دیگه حد سود روزانه 2% رو نداره یعنی هرچقدر دلتون بخواد میتونید سود کنید.
*  اما یک قانون دیگه داره به اسم امتیاز سود مستمر که 30% هست. یعنی موقع برداشت، بزرگترین سودت نباید بزرگتر از 30% از کل معاملات باشه.
مثلا اگر 1000 دلار سود کردی ؛ یکی 500 دلار هست بقیه کمتر این 500 دلار یعنی 50% . پس نمیشه برداشت کرد
پس باید بازم سود کنی تا اون 500 دلار توی سود بزرگ ارزشش کمتر بشه، مثلا 2000 دلار سود کنی ، اون 500 دلار میشه 25% ؛ اون موقع سود امتیاز مستمر کمتر از 30% میشه و میشه برداشت کرد.
* این مقداری قانون سختیه، باید سود ها یکپارچه باشن، برای کسایی مناسب هست که TP  و SL مشخص دارند، (هر معامله باز میکنن، یا tp یا sl قطعی میخورن، بدون جابجایی sl  وtp  )
* اونایی که استراتژی ثابت دارن این خوبه، اونایی که استراتژی ثابت ندارن ، ماراتن بهتره.

 ثبت نام در تریدرز کامبت + کوپن تخفیف

💻 ابتدا از دکمه ثبت نام 👆 استفاده کنید سپس، موقع خرید پلن مورد نظر، از کوپن زیر 👇 در موقع پرداخت استفاده کنید:

✂️



داستان و تاریخچه کامبت کپیتال (تریدرز کامبت)

ناگفته‌های پراپ تریدینگ و پشت‌پرده‌های بازارهای مالی — به روایت رضا گلشاهیان

✍️ پرده نخست: آغاز از یک ایمیل

داستان کامبت از یک ایمیل شروع شد؛ ایمیلی که مسیر زندگی من و خیلی‌های دیگه رو عوض کرد.

بهمن ۱۴۰۰ بود. ۱۱ سالی بود که رایگان آموزش می‌دادم، هشدار می‌دادم، از کلاهبردارها و سیگنال‌فروش‌ها می‌گفتم. تو این ۱۱ سال، بارها فرصت تأسیس شرکت و بروکر داشتم، بارها پیشنهادهای مالی بزرگ رو میزم اومد. ولی هیچ‌کدوم رو قبول نکردم؛ نمی‌خواستم وارد فضای تجاری بشم. کار من فقط آگاه کردن مردم بود، و همین برام کافی بود. خیلی وقت‌ها اعضا می‌گفتن چرا یه بروکر تأسیس نمی‌کنید که ما با شما کار کنیم، ولی چون می‌خواستم سابقه‌ام آموزشی و آگاهی‌رسانی بمونه، وارد اون فضا نشدم.

اما یه چیز آزارم می‌داد، و روزبه‌روز بیشتر. با تمام تلاشم، باز هم می‌دیدم آدم‌ها سرشون کلاه می‌ره. تو همین کانال بارها در موردشون هشدار دادم؛ در مورد سیگنال‌فروش‌ها و پکیج‌فروش‌ها و توکن‌های تقلبی و موارد دیگه. بدتر از اون: هر آموزشی که رایگان منتشر می‌کردم، خودش تبدیل می‌شد به منبعی برای همون پکیج‌فروش‌ها؛ حرفامو کپی می‌کردن و به مردم می‌فروختن. یا حتی آموزش‌های منو دانلود می‌کردن و بابتش پول می‌گرفتن. یا برای اینکه بتونن سر مردم شیره بمالن و آموزش‌های من‌درآوردی‌شون رو بفروشن، می‌گفتن آموزش‌های من قدیمیه و کار نمی‌کنه و باید روش‌های جدید یاد بگیرید؛ بعد آموزش‌هاشون رو فرو می‌کردن به عده‌ای که دنبال یه راه برای بهتر کردن زندگی‌شون بودن و تازه‌کار و بی‌اطلاع از تله‌های چیده‌شده براشون بودن.

کار به جایی رسید که بارها به فکر کنار گذاشتن آموزش افتادم. انگار صدام تو اون فضای شلوغ و مسموم، نه‌تنها گم می‌شد، بلکه علیه خودم به کار می‌رفت.

مدتی بود یه فکری تو سرم بود: کاش می‌شد برای اعضا یه مسابقه‌ی معامله‌گری برگزار کنم؛ جایی که بشه همه‌ی این روش‌های ادعایی رو به معرض آزمایش و نقد و صحت‌سنجی گذاشت، و همین‌طور مدیریت سرمایه و کنترل ریسک رو عملی آموزش داد و نقاط ضعف و قوت هر کس رو دید. اما این فقط یه ایده بود، چون من مهارت طراحی وب‌سایت نداشتم و همچین مسابقه‌ای بدون یه سایت، شدنی نبود.

تو همین حال‌وهوا بود که یه روز، ایمیلی به دستم رسید. از شخصی به نام مهدی، با این تیتر:

«تشکر و یک پیشنهاد در رابطه با ماموریت شما.»

راستش رو بخواید، اولین بار چندان جذبم نکرد. از این دست ایمیل‌ها کم نمی‌گرفتن؛ آدم‌ها می‌نوشتن، وعده می‌دادن، و بعد دیگه خبری ازشون نمی‌شد. تقریباً همه فقط یه بار ایمیل می‌دادن و بعد غیبشون می‌زد. برای همین، این یکی رو هم مثل بقیه، بی‌پاسخ گذاشتم.

اما مهدی فرق داشت. یکی دو ماه بعد، دوباره نوشت. همون پیشنهاد، همون پشتکار:

«نمی‌دونم این ایمیل رو دیدید یا نه. اگر موافقید استارت بزنیم؛ من هنوز آمادگی دارم و همیشه خواهم داشت.»

و این تکرار، همون چیزی بود که نظرمو عوض کرد. کسی که دو ماه بعد دوباره برمی‌گرده، با کسی که یه ایمیل می‌فرسته و می‌ره، زمین تا آسمون فرق داره.

مهدی خودش از قربانی‌های همین بازار بود؛ روزگاری سیگنال خریده بود و ضرر کرده بود. یه شرکت داشت با ۲۰ کارمند که با وعده‌ی یه سیگنال‌فروش کریپتو، همه‌ی زندگی‌شو فروخته بود و رفته ترکیه و بعد تمام دارایی‌شو تو کریپتو از دست داده بود. حالا تصمیم گرفته بود کاری متفاوت بکنه: مهارتش رو، که طراحی وب‌سایت و سئو بود، رایگان بذاره در خدمتِ گرفتن جلوی کلاهبرداری.

تو تلگرام با هم حرف زدیم. صادقانه بگم، حسی جز کمک بهش نداشتم؛ مردی که به مشکل خورده بود و حالا دستشو دراز کرده بود. اما یه چیز دیگه هم بود: همون ایده‌ی مسابقه، که سال‌ها فقط یه آرزو مونده بود، حالا با اومدن مهدی می‌تونست واقعی بشه. اون طراح وب‌سایت بود، و اون مسابقه دقیقاً به یه وب‌سایت نیاز داشت. بعد از گفتگو، من همون روزها هاست رو خریدم و بهش سپردم. و مهدی، بی‌اونکه بدونه، اولین خشتِ ساختمونی رو می‌ذاشت که هیچ‌کدوممون نمی‌دونستیم قراره به کجا برسه.

همون موقع پیشنهادش رو تو کانال مطرح کردم و یه نظرسنجی گذاشتم و حدود ۱۷ هزار نفر بهش رأی دادن. با تأیید اعضا رفتم سراغ پویا و وحید و با مهدی کارهای فنی و تخصصی‌شو شروع کردیم. اون روزها در حال برگزاری جلسات منتورشیپ هم بودم و در کنار ترید، پروژه‌ی وب‌سایت مسابقه رو پیش می‌بردیم و تو کانال اطلاع‌رسانی می‌کردیم.

⚠️ تخریب‌ها پیش از تولد: جالب اینجاست که بدونین تخریب کامبت حتی قبل از تولدش شروع شد. رفقای سیگنال‌فروش و پکیج‌فروش که دل پری از من داشتن، به محض اینکه دیدن رفتم سراغ طراحی وب‌سایت، شروع به تخریب من کردن. همون‌جا گفتم هر کار مثبت یا کمکی هم بخوام بکنم، این‌طوری با تخریب سعی می‌کنن بی‌ارزشش کنن. البته کسانی که منو می‌شناختن لطف داشتن و می‌دونستن حاضر نیستم از کسی سوءاستفاده کنم، ولی اونهایی که منو نمی‌شناختن، منو با پکیج‌فروش‌ها و سیگنال‌فروش‌هایی که این همه سال در موردشون هشدار داده بودم مقایسه می‌کردن…

🔺 بنابراین قید گرفتنِ پول بابت مسابقه برای دادن جایزه رو زدم و تصمیم گرفتم مسابقه رو رایگان برگزار کنم و جایزه‌ای هم ندم، چون پولی جمع نشده بود و همه‌ی هزینه‌ی وب‌سایت و زیرساخت‌ها رو از جیب خودم دادم؛ اینجا هم اعلام کردم. و تا زمان آماده شدن وب‌سایت، اعضا رو در جریان قرار می‌دادم. بعد از اتمام کارهای فنی، وب‌سایت آماده شد و اعضا برای شروع یه مسابقه‌ی رایگان ثبت‌نام کردن و مسابقه آغاز شد.

🔺 همون موقع از مهدی و پویا و وحید، که حدود دو ماه برای برگزاری این مسابقه تلاش کرده بودن و چند ماه بعد هم باید نتایج رو تحلیل می‌کردن، قدردانی کردم. بعد از شروع مسابقه، هر چند روز گزارش اعضای برتر و مردودی‌ها رو منتشر می‌کردیم. برای اعضا بسیار پربار بود و از زوایای مختلف ایرادات خودشون رو متوجه می‌شدن و بابت زحماتی که کشیده شده بود قدردانی و ابراز محبت می‌کردن.

🔺 مدتی به پایان مسابقه مونده بود که اتفاقات تلخی تو کشور افتاد؛ روزهایی که حال همه‌ی ما دگرگون شد. اون روزها، سرنوشت مردم برای من و خیلی از اعضا مهم‌تر از هر مسابقه‌ای بود، و طبیعتاً مسابقه رفت تو حاشیه. حتی همون روزها بعضی‌ها فقط نگرانِ این بودن که نمی‌تونن جنسشون رو بفروشن — چیزی که واقعاً شرم‌آور بود. اون دوران، هویت کانال هم مدتی تغییر کرد. جزئیات بیشترش از حوصله‌ی این روایت خارجه و به کامبت مربوط نیست، پس ازش می‌گذرم.

🔺 بعد از فروکش کردن اون روزها، دوباره برگشتیم به مسابقه و نتایج نهایی مشخص شد. در همون زمان‌ها بود که پویا یه حساب تو پراپ فاندد‌نکست خریده بود، ولی بهش حساب رو نمی‌دادن و می‌گفتن اصلاً پولی واریز نکردی. پویا حسابی شاکی بود و موضوع رو تو گروه مطرح کرد، و فهمیدیم بعضی شرکت‌ها به‌خاطر تحریم‌ها سوءاستفاده می‌کنن؛ می‌دونن دست ایرانی‌ها به جایی بند نیست و راحت حقشون رو ضایع می‌کنن. من که دیدم این اتفاق افتاده، رفتم چت آنلاین فاندد‌نکست و گفتم من یه آموزگار و فعال بازارهای مالی تو ایرانم؛ اگر پول یا حساب این دوستمون رو ندید، تو کانالم اعلام می‌کنم. نتیجه‌اش این شد که همون روز حساب پویا رو دادن. ولی می‌دونستم اینها رو، تا وقتی هنوز به سود نرسیده، این‌طوری می‌پیچونن؛ بعد که به سود برسه، راحت‌تر می‌پیچونن.

🔵 پویا و وحید هم مدت‌ها بود پیشنهاد می‌کردن یه شرکت پراپ بزنم، چون هم به نفع تریدره و هم اعضا بارها درخواست داده بودن. برای همین پیشنهادش رو تو کانال اعلام کردم و اعضا با بیش از ۹۰ درصد رأی مثبت به تأسیسش رأی دادند.

🔵 و این شد شروع یه مسیر پیچیده و پرفرازونشیب که تو بخش‌های بعد، تازه می‌رسیم به قسمت‌های جالب این تجربه.

ادامه دارد…

🚀 پرده دوم: شروع به کار رسمی و چالش‌ها

📌 همون‌طور که در پرده‌ی اول گفتم، بعد از تأیید اعضا و نظرسنجی، رفتیم سراغ ساختن زیرساخت‌هایی که یه شرکت پراپ بهش نیاز داشت.

اولین چیزی که لازم داشتیم، یه برنامه‌نویس MQL بود که بتونه یه اکسپرت اختصاصی بنویسه؛ برنامه‌ای که حساب‌ها رو بررسی کنه و دیتا رو به سایت ارسال کنه. پویا یه نفر رو می‌شناخت که قبلاً یه اکسپرت مدیریت سرمایه ساخته بود و نامش علی بود. پویا گفت این اکسپرت رو می‌تونیم به علی بدیم تا با مشخصاتی که نیاز داریم، اختصاصی برامون بسازه. من هم گفتم باشه؛ سر قیمت توافق کردیم و کار رو شروع کرد. وقتی اکسپرت آماده شد، چند تا سرور خریدیم و حالا می‌توانستیم حساب‌ها رو به بازار وصل کنیم. دیگه قادر بودیم حساب‌های پراپ رو از طریق بروکرهایی که اون موقع حساب دمو ارائه می‌دادن، به اعضا بدیم.

💬 حالا به یه تیم نیاز داشتیم. شروع کردیم به استخدام برای بخش‌های مختلف: پشتیبانی، لایو چت، آنالیز حساب‌ها، تیم بررسی ریسک، و بخش ساختن حساب‌ها. پویا پیشنهاد کرد چون علی اون اکسپرت رو ساخته و به کار وارده، اونو هم بیاریم تو بخش ساختن حساب‌ها. من هم پذیرفتم.

⚙️ مهدی هم که اون زمان وضعیت مالی خوبی نداشت، درخواست کرد یه لپ‌تاپ بهتر از طرف مجموعه براش تهیه کنیم تا کارها رو سریع‌تر پیش ببره. همون موقع یه لپ‌تاپ سه هزار دلاری از طرف مجموعه براش خریدیم تا کار رو با سرعت بیشتری پیش ببره.

🟢 خلاصه، کل ساختار تا اواخر فوریه‌ی ۲۰۲۳ آماده شد، و اول مارس ۲۰۲۳ شروع کردیم به فروش چالش‌ها.

💡 دلیل نام‌گذاری Traders Combat: این نام دو تا معنی داشت. اول «مبارزه‌ی تریدرها با هم» (بخاطر مسابقه)، و دومین و عمیق‌ترین معنی: «مبارزه‌ای که متعلق به خودِ تریدره»؛ مبارزه با احساسات، بی‌نظمی، ترس و طمع برای رسیدن به تعادل.

🟢 اعضا لطف داشتن و استقبال خوبی شد، و من هم قول امانتداری به اعضا دادم؛ اینکه منافع جمعی که دنبال ترید و یادگیری و کسب درآمد بودن، و ماندگاری شرکتی که خیلی‌ها بهش امید بسته بودن، همیشه در اولویت باشه.

اون زمان چالش‌ها فقط یه مدل بودن: دو مرحله‌ای، که مرحله‌ی اول تارگت ۱۰ درصد و مرحله‌ی دوم ۵ درصد بود، با محدودیت زمانی؛ مرحله‌ی اول ۳۰ روز و مرحله‌ی دوم ۶۰ روز. اون زمان این مدل، چالش استاندارد صنعت بود که شرکت FTMO ابداعش کرده بود و همه از همین فرمت استفاده می‌کردن.

قوانین همه‌ی شرکت‌ها تقریباً یکسان بود، ولی جالب بود که با همین شرایط یکسان هم، باز بعضی گروه‌ها همون بدو ورود و ده روز بعد از شروع کار کامبت، شرکت رو تخریب [لینک] می‌کردن.

🔺 حساب‌های قابل ارائه، تا بالانس دویست هزار دلاری بودن. شب اولی که حساب‌ها رو تحویل دادیم، نشستیم ببینیم افراد چیکار می‌کنند. مخصوصاً حساب‌های صد هزار و دویست هزار دلاری رو زیر نظر داشتیم. اینجا بود که یه چیز جالب دیدیم. عده‌ای که سمت پراپ اومده بودن، از قبل با من زاویه داشتن. به محض اینکه مجموعه فعال شد، شروع کردن به دنبال راهی برای ضربه زدن به من از طریق مجموعه، یا هر جور سنگ‌اندازی جلوی پای کار.

🔺 فهمیدیم افرادی اومدن حساب‌های صد کا و دویست کا رو دوتا دوتا می‌خرن و روشون هج می‌کنن. اون موقع ما خیلی تازه‌کار بودیم و سیستم کشف متقلبِ مجموعه بسیار ضعیف بود. دیدم مثلاً یه نفر رو یه حساب دویست کا، سی لات یورو/دلار بای می‌زد و رو یه حساب دیگه سی لات پوند/دلار سل. نتیجه‌ش این بود که از یه طرف ده هزار دلار سود می‌کرد، و از اون طرف رو حساب دومش ده هزار دلار ضرر؛ بدون ریسک. بعد درخواست برداشتِ اون حسابِ سوددِه رو می‌داد، در حالی که حساب دومش ضرر کرده یا مردود شده بود.

🔺 ما اون موقع اصلاً با این ترفند آشنا نبودیم؛ نمی‌دونستیم یه نفر با این روش چطور می‌تونه به مجموعه آسیب بزنه. از همین‌جا بود که کم‌کم ماهیتِ پشتِ این کار رو فهمیدیم؛ که چه آدم‌هایی می‌تونن به‌عنوان متقلب بیان و به مجموعه‌ها ضربه بزنن. و فهمیدیم این فقط مختص ما نیست؛ تو همه‌ی مجموعه‌ها این افراد هستن.

🔺 خیلی از این موارد رو تو قوانین آورده بودیم، ولی چون تازه‌کار بودیم، نمی‌دونستیم عمقِ ماجرا چقدره. بعد از اینکه چند تا حساب متقلب رو مردود کردیم، باز با حساب‌های مختلف همون کارو می‌کردن؛ حساب دویست کا می‌گرفتن، رو یکی بای می‌زدن رو یکی سل، بعضی وقت‌ها با کمی فاصله زمانی ولی از یکسری امکانات مثل آی پی فهمیدیم اینها یکی هستن . قشنگ مشخص بود که اومدن برای ضربه زدن یا تقلب.

🔺 بهترین کاری که اون اول کردیم این بود که ریسک رو تا یه حدی کنترل کردیم و حساب‌های سنگین رو حذف کردیم. حساب‌های صد کا و دویست کا رو از فروش برداشتیم [لینک] و تیم آنالیزمون رو بزرگ‌تر کردیم و بچه‌های بیشتری برای بررسی حساب‌ها گذاشتیم تا متقلب‌ها نتونن از مجموعه‌ای که عملاً من امانتدارش بودم، سوءاستفاده کنن.

📌 هنوز ده روز از شروع کار [لینک] نگذشته بود که روند تخریب‌ها بیشتر شد. از درون با تعداد زیادی متقلب مواجه بودیم و باید امانتدارِ اعضای واقعی می‌بودیم که اومده بودن نونی سر سفره ببرن؛ و از بیرون هم همین افراد توسط بعضی گروه‌ها شروع کردن به تخریب مجموعه، تا کامبت همون اول کار نتونه ادامه بده.

🔺 جالب اینجا بود که بعضی‌ها تو گروه‌ها از یه طرف می‌گفتن «ورود کامبت به پراپ خیلی خوبه» [لینک]، و از طرف دیگه تخریب می‌کردن [لینک]. می‌گفتن قوانینش سخته، در حالی که اون زمان قوانین همه‌ی پراپ‌ها عینِ هم بود.

📊 این تازه شروع بود. چند هفته بعد، شرکتی اومد به نام تأمین سرمایه که هیچ‌کس نمی‌دونست پشتش کیه — و در نهایت سود خیلی از اعضاش رو نداد. ولی چیزی که ما همون اول فهمیدیم و کسی تو سه سال نفهمید، داستانیه که تو پرده‌ی بعد براتون تعریف می‌کنم. اون موقع می‌فهمید این بازی چقدر عمیق‌تر از چیزی بود که فکرش رو می‌کردید.

🕵️ پرده سوم: شرکتی که هیچ‌کس نمی‌دونست پشتش کیه

📩 تو پرده‌ی قبل گفتم چند هفته بعد از ما، شرکتی اومد به نام تأمین سرمایه. حالا بذارید داستانش رو کامل بگم.

🟡 این شرکت یه‌دفعه وارد بازار شد؛ با قیمت‌های خیلی پایین، با یه وب‌سایت بسیار ساده و پیش‌پاافتاده، و بدون پنل آنالیز. یعنی چیزی که هر پراپ باید داشته باشه تا تریدر بتونه حسابش رو رصد کنه، این شرکت اصلاً نداشت. مشخص بود که انقدر سریع و با دستپاچگی وارد شده که حتی وقت نکرده بود زیرساختش رو کامل کنه.

🟡 ولی جالب‌ترین بخش این بود: با کمیسیون‌های بسیار بالایی که تو گروه‌ها می‌داد، یه‌جورایی دهنِ همه رو بست. هیچ‌کدوم از همون گروه‌هایی که کامبت رو تخریب می‌کردن به‌خاطر من و به‌خاطر خودِ کامبت٬ حتی یه‌بار نپرسیدن پشت این شرکت کیه، یا چرا پنل آنالیز نداره. کسی که قوانین استاندارد ما رو «سخت» می‌خوند، درباره‌ی شرکتی که حتی پنل نداشت، سکوت کرد. حتی مشتریانش هم بدون پنل شکایتی نداشتند.

🟡 ما اون شرکت رو همون اول بررسی کردیم. صادقانه بگم، ابتدای کار نفهمیدیم کی اداره‌ش می‌کنه. ولی وقتی شروع کرد به پرداخت سودها، با بررسیِ کیف پولِ شرکت و کیف پولِ مبدأش، یه چیزی فهمیدیم که تا امروز، بعد از بیش از سه سال، هیچ‌کس نفهمید: این شرکت رو یک گروه به بازار آورده بود. و نه‌تنها این شرکت، بلکه بعضی شرکت‌های دیگه هم تو این سه سال، توسط همون گروه به بازار ایران وارد شدن که بعضی‌هاشون اسکم شدن و سرمایه‌ی زیادی از مردم جمع کردن، و هیچ‌کس هم متوجه نشد.

🟡 ما فقط به لطفِ یه تیم آنالیز قوی این رو فهمیدیم؛ تیمی که با بلاهایی که متقلب‌ها سرِ مجموعه آورده بودن، اونقدر آبدیده شده بود که مو رو از ماست می‌کشید. برای همین تونستیم بفهمیم هسته‌ی مرکزیِ بعضی از این پراپ‌ها کجاست.

🔎 روش ردگیری بلاکچینی: من درباره‌ی اینکه چه کسی یا چه گروهی این پراپ‌ها رو به بازار ایران آورده، اسمی نمی‌برم. فقط ابزار و روشِ تحقیق رو در اختیار شما می‌ذارم تا خودتون کشف کنید. قضاوت و نتیجه‌گیری کاملاً با خودِ شماست. تراکنش‌ها تو شبکه‌ی بلاکچین قابل ردگیری‌ هستن.

برای پیدا کردن این گروه، اول باید کیف پول‌های همه‌ی پراپ‌های فعال این سه سال یعنی از ابتدای فعالیت تامین سرمایه رو داشته باشید؛ نه یکی، بلکه اکثر کیف پول‌هایی که تو این چند سال داشتن. اینو می‌شه از سرتیفیکیت‌های پرداختشون پیدا کرد، و کیف پولِ مبدأ همون کیف پولِ پرداختِ شرکته. یادتون نره کیف پولهای وابسته به اون کیف هم باید پیدا کنین. مثلا کامبت یک کیف پول داره که پول فروش جالشها میرفته توش و بعد پول واریز کرده به کیف دوم یا کامبت ۲ از اونجا سودها رو میداده.

باید همه رو پیدا کنین و با نام ذخیره کنین به شکل زیر:

باید تو سایت ترون‌اسکن یه حساب کاربری [لینک] بسازید و اون کیف پول‌ها رو با نام ذخیره [لینک] کنید؛ مثلاً «کامبت ۱» [لینک]. بعد از ذخیره‌ی کیف پول همه‌ی پراپ‌هایی که این سه سال فعال بودن، باید کیف پول‌های وابسته به هر کدوم رو هم پیدا کنید؛ مثلاً کیف پولِ مادری که اون کیف پرداخت رو ساخته.

مزیتش اینه که به‌جای جست‌وجوی آدرسِ کیف پول، نامِ اون شرکت تو ترون‌اسکن نشون داده می‌شه. این‌طوری راحت می‌تونین با بررسی تراکنش های قبلی ببینین از چه کیف پولی به چه مقصدی پول واریز شده، و چون نام پراپ‌های مختلف رو ذخیره کردید، با یکم جستجو در تراکنشها ارتباط بین یه پراپ با پراپ دیگه رو میتونید پیدا می‌کنید.

برای شروع ادرس چند تا از کیفهای پول تامین رو براتون میزارم بقیه اش با خود شما:

📌 این کار یه‌کم پیچیده‌ست، ولی برای کسانی که تو یکی از این پراپ‌ها پول از دست دادن یا سودشون پرداخت نشده، ارزششو داره؛ می‌تونن ردیابی کنن و ببینن مسئولِ اصلیِ این ماجرا کیه.

🟡 و یه نکته‌ی آخر. همه‌ی این شرکت‌ها توسط گروه‌هایی تبلیغ شدن که برای خودشون یه ماموریت تعریف کرده بودن: «صیانت از حقوق تریدرها». اما تو این مدت، یکی‌شون هم به این ماجرا پی نبرد — یا شاید پی برد، ولی صداش درنیومد.

حالا این ماموریت به شما سپرده می‌شه: خودتون پیدا کنید پشتِ این ماجرا در ایران، چه کسانی هستن.

‌در قسمت بعد میپردازم به ماجرای قرارداد بستن با شرکتهای ارائه دهنده خدمات بروکری که اون زمان قرار بود قرارداد ببندیم.

💡 یادداشت‌های نصفه‌شبی و ناگفته‌ها

درود دوستان. نصف شبه اینجا و بیدار شدم خوابم نبرد گفتم تراوشات ذهنی که تو سکوت به ذهنم میرسه براتون نصف شبی بنویسم.

مطالب روایت کامبت رو به مرور قرار میدم تا هر مطلب براتون فرصت جذب داشته باشه. با مطالبی آشنا میشیم که بعد دیگه‌ای از پشت صحنه بازارهای مالی رو نمایان می‌کنه که بعضی از اونها باعث تعجب شما خواهد شد. من هم تو ۱۱ سال فعالیتم بعنوان تریدر تا سال ۲۰۲۳ تا وقتی در این سمت فعال نشدم خیلی چیزها رو‌نمیدونستم و این سه سال با چیزهایی آشنا شدم که دید تازه ای به قسمت خاموش بازارهای مالی پیدا کردم.

در مورد مطلب پست بالا و روایت کامبت قسمت سوم پیامهایی گرفتم از دوستان که آیا این گروه همان گروه پراپ چک هست که شرکتهای اسکم زیادی رو به بازار ایران معرفی کرد؟

باید بگم نه، هنوز به اون قسمت داستان و بررسی عملکرد این گروه نرسیدم‌ و بعداً داستان این گروه رو تعریف خواهم کرد ولی گروهی که در پست بالا مدنظر هست بجز تامین سرمایه دو‌پراپ دیگه هم اکنون فعال در بازار ایران داره و من نمیتونم تا زمان ایجاد شرایطی مشابه تامین سرمایه در مورد اون شرکتها چیزی بگم ولی خود شما به روشی که گفتم میتونین ارتباط این سه شرکت رو پیدا کنین و امیدوارم بتونید چون کار یکم‌پیچیده ای هست.

خودم هم مدارک این ارتباط رو نگه داشتم برای انتشار در زمان مناسبش. این سه سال بخاطر مسئولیتم و همینطور عدم وقوع مواردی که پیش بینی میکردیم فعالان بازارهای مالی آمادگی شنیدن خیلی از وقایعی که قرار بود اتفاق بیفته رو نداشتند.

مسلما در صورت بیان اون وقایع حملات زیادی بهم میشد مثلاً قضیه آقای آرمین کچویی که مدتی در گروههای معامله گری بدلیل درآمد بالایی که از پراپها داشت و تبدیل به خدای معامله گری برای قسمتی از جامعه معامله گری ایران شده بود و با فروش پکیج ۳۰۰۰ دلاری به اعضا و دریافت سرمایه برای مدیریت بسیار پروموت و محبوب شده بود.

اگر در اون مقطع حرفهایی که سالها در ویدیو ها گفتم در مورد قمار و پکیج فروشی و دریافت سرمایه در مورد ایشون می‌گفتم مسلما مورد حمله خیلی از گروه‌ها و حتی خود ایشون قرار می‌گرفتم ولی میدونستم نتیجه کارهایی که ایشون داره می‌کنه چه خواهد شد و اینو با تجربه سالها فعالیت در بازارهای مالی بین هزاران نفری که باهاشون در ارتباط بودم فهمیده بودم ولی اگر اون زمان بیانش میکردم با هجمه شدیدی از طرف فعالان این حوزه مواجه می‌شدم چون تنها بودم و همینطور بعنوان مدیر یک شرکت پراپ متهم می‌شدم به تخریب بقیه ولی امروز نتیجه خیلی چیزها عیان شده و با اینکه باز هم تنها هستم ولی مدارک کافی برای اثبات اون اتفاقاتی که باید در موردشان هشدار می‌دادم هست.

آقای آرمین کچویی که روزی جامعه پراپ ایران در بعضی از گروه‌ها براش فرش قرمز پهن میکردن و بقیه رو ترغیب به پیروی ازش میکردن و با اینکه پول زیادی هم از قمار در پراپها در آورد و کسی بود که بابت فروش استراتژیش از هر کس ۳۰۰۰ دلار پول میگرفت امروز فراری هست بدلیل بر باد دادن صدها هزار دلار سرمایه صدها کارمند و کارگر و … که پولشون رو به ایشون داده که مدیریت کنه و نتیجه اش این شد همه رو بر باد داد.

اگر اون زمان که ایشون بخاطر قمار در بعضی از گروه‌ها آنقدر برجسته نمیشد یا اگر گروههایی که در مورد بازارهای مالی بودند بجای بولد کردن این شخص کمی دست از منفعت طلبی خودشون بر می‌داشتند و ایشون رو بولد‌نمیکردن و بجاش کاری که داره می‌کنه رو نقد میکردن‌امروز شاید سرمایه تعداد زیادی از هموطنان بر باد نمی‌رفت و شاید خود ایشون هم به این وضعیت دچار نمی‌شد که هم زندگی خودش رو نابود کنه و هم زندگی صدها خانواده دیگه.

ولی بخاطر منفعت طلبی یک عده این اتفاق نیفتاد و من هم اگر حرف در اون مقطع میزدم بیشتر مورد تخریب قرار می‌گرفتم چون‌گوش شنوایی نبود و ایشون برای عده ای خدای ترید شده بود و رضا گلشاهیان در بعضی از گروه‌ها پیرمردی شده بود که فقط خط خطی بلد بود بکشه در چارت.

من از از بین رفتن سرمایه صدها هموطن اصلا خوشحال نیستم و اینکه چیزی که پیش بینی میکردیم اتفاق بیفته اتفاق افتاد هم حس بهتری بهم نداد چون برای من مثل روز روشن بود چه اتفاقاتی قرار هست بیفته ولی آیا بخشی از جامعه معامله گری ایران از این وقایعی که پیش آمد درس گرفت؟ بنظرم نه.

چون همین گروه‌ها تمام این وقایع رو‌ماله کشی کردن چون خودشون‌هم‌مسئول بودن سریع به بهانه و دلایل مختلف اجازه ندادند این جامعه از این وقایع درس بگیره و رشد کنه. همون طور که اجازه ندادن این جامعه نو‌پا این همه سال از اومدن و رفتن پراپهایی که معرفی کرده بودند و رفتن و سرمایه تریدرها رو با خودشون بردن درس بگیرند و رشد کنند.

اونها جو بازار پراپ ایران رو‌ انحصار خودشون‌ گرفتن و ذهن‌ها رو طوری شکل دادن که در ایران این صنعت اسکم هست و هر شرکتی به بازار ایران میاد بالاخره یک روزی می‌ره و این‌جو باعث شکل گیری ذهنیت تریدرهای ایرانی از همکاری به سمت تقابل و کندن از پراپها رفت در صورتیکه در بازارهای بین المللی اصلا چنین جوی رو نمی‌بینید و از اون طرف به این بهانه و اینکه باید فضای ایران رو برای پراپهای رقابتی کنیم هر شرکت اسکمی رو وارد این کشور کردند و در صورتیکه در سالهای اخیر نرخ ورشکستگی شرکتهای پراپ در دنیا به زیر ۵ درصد رسیده به لطف این دوستان بیش از ۹۰ درصد شرکت‌هایی که وارد ایران شدند اسکم شدند و این گروهها که عملا باید حامی این صنعت نوپا در ایران بودند بزرگترین ضربه رو به صنعت زدند و نه تنها هیچ بهایی بابت این آسیب به سرمایه مردم و زحمات تریدرها ندادند بلکه منافع کلانی هم از این آسیب به جیب زدند.

سخنم با اعضا فعال در این زمینه اینه: این دوستان نخواهند گذاشت شما از وقایع پیش آمده درس بگیرین. شرکتهای زیادی توسط این گروهها وارد بازار ایران شدند که اسکم شدند و باز این کار رو خواهند کرد. این شما هستین باید هوشمندانه تاریخ رو فراموش نکنین و عملکرد این افراد رو بر اساس نتایجی که امروز دیگه شفاف شده نقد کنین وگرنه بازیچه درآمدزایی اونها قرار می‌گیرین و وقایعی که این چند سال در این صنعت اتفاق افتاده برای شما درس نخواهد داشت. کمی تامل کنین‌‌پرسشگر باشین و ازشون میزان درآمد از این شرکتها رو بپرسین. مطمئنا پاسخی نخواهید گرفت ولی اگر بدونین‌چه‌مبالغی پشت‌پرده جابجا شده شاخ در خواهید آورد.

سه سال و اندی در بعضی از گروه‌ها از قوانین استانداردی که در خارج از ایران هم هست و هیچ کس بهش حمله نمیکنه و در کامبت پیاده کردیم ولی در ایران هنوز در این گروهها توسط ادمین ها بهش حمله میشه.

نتایجش امروز مشخص شد که پراپهایی که اونها روزی بهترین میدونستن‌امروز دیگه نیستن عملا درسی داره که ادمین های این گروهها اجازه نخواهند داد شما بفهمید چون هم منفعت در اینه که تریدرها نفهمند و هم‌ هیچ وقت اقرار نخواهند کرد این سه سال و نیم اشتباه کردند و کلی اسکمر وارد ایران کردند چون کسانی که در این شرکتها ضرر کردند بلای جانشان خواهند شد.

شاید این دوستان فکر می‌کردند کامبت بلد نیست قوانین ساده بزاره و جلوی ورود متقلبین و‌قماربازها رو‌نگیره یا تبلیغات زرد بکنه و یا به ادمین ها پول بده ضعفهای شرکت رو ماله کشی کنند.

چرا دوستان ما خیلی بهتر از خیلی از شرکت‌هایی که امروز دیگه اسکم شدن بلد بودیم این کارها رو بکنیم ولی انتخاب کردیم مسیری رو بریم که ماندگار باشه و دغل هم توش نباشه. اینو دیگه امروز نتیجه تصمیم ما داره میگه که ما با تمام تخریب ها در گروهی مانند پراپ چک ماندیم و شرکت‌هایی که پراپ چک به جامعه معاملاتی پراپ ایران معرفی کردند و روزی بعنوان بهترین شرکتها معرفی شدند امروز دیگه نیستن حتی با اینکه در اواخر فعالیتشون‌ ادمین های پراپ چک زیر بغلشون رو میگرفتن که زمین نخورن.

این رویه هنوز هم ادامه داره و در قسمت‌های بعدی روایت کامبت برای شما تعریف خواهم کرد چگونه آینده صنعت رو پیش بینی کردیم بر اساس تجربه و تحقیق علمی و اتفاقاتی که تا الان پیش اومد رو با دقت بالای ۹۰ درصد پیش بینی کردیم و براش برنامه چیدیم و چقدر سخت بود در مقطعی خلاف جریان جوی که در گروه‌ها ایجاد شده بود بریم و ترجیح دادیم سکوت کنیم تا امروز نتایج بجای ما فریاد بزنه واین درس رو بعضی اجازه نخواهند داد جامعه پراپ ایران بگیره ولی من باز هم تنها مثل همیشه در روایت کامبت برای شما به یادگار خواهم گذاشت تا بین این هیاهوی غبارآلود برای کسانیکه بدنبال کشف حقیقت هستند راهنما باشه.

با من همراه باشید.

📞 پرده چهارم: پیشنهادی که رد کردم و تهدیدها

🤝 بعد از چند ماه در سپتامبر ۲۰۲۳ تصمیم گرفتیم با یک بروکر معتبر قرارداد ببندیم تا حساب‌ها رو از طریق اون بروکر بدیم. با شرکتی به نام تینک مارکتس صحبت کردم و قرار شد حساب‌ها رو از آن‌ها بگیریم. لینک اعلام [لینک]

🔵 اون شرکت اعلام کرد که ما باید یه شرکت با مسئولیت محدود ثبت کنیم تا بشه به‌صورت حقوقی باهاشون قرارداد بست. یک شرکت تو دبی ثبت ثبت کردم که تقریباً یکی دو ماه طول کشید. اما متأسفانه، بعد از اینکه شرکت ثبت شد، تینک مارکتس گفت به‌خاطر تحریم‌ها حاضر نیست با ما قرارداد ببنده. و این‌طوری، تمام زحمت و هزینه و زمان برای ثبت شرکت هدر رفت.

⚙️ تو همین فاصله، برای حساب‌هایی که می‌فروختیم و افرادی که به مرحله‌ی ریل می‌رسیدن، تصمیم گرفتیم حساب‌ها رو کپی کنیم. [لینک] ما تجربه‌ای تو کپی‌تریدینگ نداشتیم و فکر می‌کردیم با کپی کردن می‌تونیم ریسک رو مدیریت کنیم. ولی بعد از مدتی، نتیجه‌ها مشخص شد و تمام روشها ضررده شد.

روش‌های مختلف رو امتحان کردیم: کپی معکوس، کپیِ یک نماد، کپیِ همه‌ی نمادها. و در نهایت، همه‌ی نتیجه‌ها منفی شد. تو همون دو ماه اول، مجموعه چیزی حدود صد هزار دلار فقط بابت کپی‌تریدینگ ضرر کرد. اینجا بود که به این نتیجه رسیدیم که باید از یه دیتا ساینتیست و هوش مصنوعی کمک بگیریم؛ داده‌هامون رو بهش بدیم و یه مدلِ قابل‌اعتماد برای کپی‌تریدینگ دربیاریم.

🔺 از اون طرف، بعد از اینکه تینک مارکتس وقتمون رو هدر داد، به این نتیجه رسیدیم که بهتره بریم سراغ ثبت بروکرِ خودمون. این مسیر طولانی و سخت بود، ولی مزایای زیادی داشت؛ پس تصمیم گرفتیم بروکر خودمون رو ثبت کنیم و خدمات رو با بروکرِ خودِ مجموعه بدیم. کاری که اون موقع فقط یک شرکت بنام پراپی انجام داده بود.

🔻 یادمه تو همون روزها، تقریباً اواخر سال ۲۰۲۳، پیامی دریافت کردم که توجهم رو جلب کرد. تیتر این یکی جوری بود که کنجکاو شدم پاسخ بدم چون به کار مربوط بود. نوشته بود:

«آقای گلشاهیان، من بابت کامنت مارکتینگ باهاتون تماس گرفتم. هر وقت فرصت بود، یک زمانی بهم بدید تا در موردش صحبت کنیم.»

نام برام تازگی داشت. کامنت مارکتینگ؟ گفتم لطفاً نام شرکت و خدماتی که ارائه می‌دید رو بفرستید تا تیم مارکتینگ باهاتون تماس بگیرن.

پاسخش جالب بود. گفت:

«کامنت مارکتینگ رو یک شرکت انجام نمی‌ده، بلکه یه سری تیم‌ها این کارو می‌کنن. ما یه گروه چندصدنفره‌ایم. کارمون اینه که می‌ریم تو گروه‌های مختلفِ اونجا تبلیغتون رو می‌کنیم. اگه کسی راجع به مجموعه‌تون بد بگه، بهش حمله می‌کنیم. اگه کسی درباره‌ی پراپ اطلاعات بخواد، اطلاعاتِ مجموعه‌ی شما رو می‌دیم که بیاد از شما بخره. و تو اکثر شبکه‌های اجتماعی، براتون کامنتِ مثبت می‌ذاریم. هزینه‌ی ما ماهی دو هزار دلاره. اگه خواستید وجه واریز کنید تا شروع کنیم.»

بهش گفتم:

«خب این عملاً یه‌جور فریبِ مردمه. شما دارید یه چهره می‌سازید از یه مجموعه که شاید واقعی نباشه. کسی که تو این مجموعه خرید داشته، باید نظر بده، نه یه گروه اجاره‌ای. به نظرِ شما این کار اخلاقیه؟»

حرفِ جالبی زد. گفت:

«شما اومدی اینجا پول دربیاری، یا اومدی درس اخلاق بدی؟»

گفتم:

«هدفِ من پول درآوردن با فریب نیست. من این مدت حتی فروش پکیج هم نکردم. همه رو رایگان آموزش دادم، نمی‌خوام از راه غیراخلاقی پول دربیارم.»

گفت:

«شما تو این رقابتِ روایت‌ها بازنده می‌شید. چون اصلِ مارکتینگ اینجاست. همین الانش با شرکتهای دیگه کار میکنیم و خیلی هم راضی هستند. ما نتیجه‌هاش رو گرفتیم و می‌دونیم تازه‌کارها وقتی میان تو گروه‌ها، چطور باید باهاشون برخورد کرد. اگه این کارو بکنید، می‌شه یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوتتون؛ اگه نکنید، می‌شه نقطه‌ضعفتون، چون بازی روایتها رو می‌بازید. رضا گلشاهیان الان محبوبه ولی مدتی بعد میتونه منفور بشه.»

منظورش روشن بود: اگه پول ندی، همون کارِ مثبتی که برای دیگران می‌کنیم، برعکسش رو برای تو می‌کنیم و عملا خودت و شرکت رو خراب میکنیم. حرفش یک جور تهدید بود.

حرفم رو تکرار کردم:

«به نظرِ من این فریبِ مردمه و من حاضر نیستم این کارو کنم. کاری که شما میکنی هم شاید در لحظه تاثیر بزاره ولی در نهایت ماه پشت ابر نمیمونه.»

و جالبتر اینکه دقیقا از چند هفته بعد آخر ۲۰۲۳ تخریب ها ی هدفمند شروع شد و یک نمونه اش رو دسامبر ۲۰۲۳ بود در کانال گذاشتم [لینک] بهمراه درد دل بعدش [لینک].

🟠 راستش اون موقع اصلاً فکرش رو هم نمی‌کردم این جریان بین شرکت‌ها انقدر رواج داشته باشه و انقدر هم تاثیرگزار باشه. شاهد بودم هر شرکت تازه واردی چطور سریع در گروهها اوج میگرفت و بعد از سرنگون شدنش چقدر سریع به باد فراموشی سپرده میشد و چقدر روی فروش شرکت‌ها و تخریب شرکت‌های دیگه تأثیر داره و چقدر هم سازماندهی شده است. تو پرده‌های بعد، کامل درباره‌ش حرف می‌زنم.

با من همراه باشید.

رضا گلشاهیان — کامبت کپیتال

#روایت_کامبت  |  #پراپ_تریدینگ  |  #ناگفته_های_پراپ


تجربیات و نظرات خود را با تریدر ها به اشتراک بگذارید .
با سپاس ؛ فاندد . آی آر

نیکی

از سال 2011 با دنیای ترید و فارکس آشنا شدم ، مسیر سختی در پیش بود، اما ارزشش رو داشت. حالا در کنار کارهام برای شما هم می نویسم

6 دیدگاه‌

  1. علی گفت:

    پلن ماراتن پرو بهتره، من دوستش دارم
    اون هم مرحله اول 7 درصد، مرحله دوم 5 درصد هست
    یه خوبی داره روزانه بیشتر از 2% ضرر کنی خودش حساب رو قفل میکنه، فرداش باز میکنه،
    این خیلی خوبه یه وقتی با گپ و اسلیپج یا انتقام و خریت، هرگز حساب از دست نمیدی

  2. باران گفت:

    پلن اکسپرس، یه قانون داره به اسم امتیاز سود مستمر، که یعنی بزرگترین سودت نباید بیشتر از 30% کل پول برداشتی باشه.
    قانون خیلی سختیه، باید سود ها یکپارچه باشن
    برای کسایی مناسب هست که TP SL مشخص دارن
    هر معامله باز میکنن ، یا tp یا sl قطعی میخورن (بدون جابجایی sl tp)

    اونایی که استراتژی ثابت دارن این خوبه ، اونایی که ثابت ندارن ، ماراتن بهتره

  3. مونیکا گفت:

    پراپ خوبی هست، خیال ادم راحت هست که مثل بقیه پراپ ها پول ادم رو نمیخوره…

  4. اشکان گفت:

    کامبت از پراپ فنفیکس بهتره، خیلی ها در رابطه با فنفیکس کامنت میدن میگن به تغییر آی پی گیر میده، کسایی که vpn استفاده کردن الکی اخطار گرفتن حسابشون بسته شد.
    خوبی کامبت کاپیتال اینه که پول کسی رو نمیخوره به بهانه آی پی

  5. نیلوفر گفت:

    به نظرتون حساب پراپ، چالش یک مرحله ای بهتره یا دو مرحله ای؟

    • King گفت:

      قطعا 2 مرحله ای بهتره
      سود مرحله اول 7% هست، مرحله دوم 5%
      مجموعا میشه 12%
      در چالش دو مرحله ای،

      و حداکثر ضرر مجاز روزانه 5%
      و حداکثر ضرر مجاز کل 10% هست

      در چالش یک مرحله ای، کامبت وان پرو،
      حداکثر ضرر مجاز کل 6% هست
      هدف سود دوره 10% .

      چالش پراپ دو مرحله توی همه پراپ ها بهتر هست
      چون اکانت ریسک بیشتری میتونه تحمل کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *